RSS Feed
  1. کشیدن (سیگار کشیدن)

    ۴ شهریور ۱۳۹۳

    چرا قلیان یا سیگار را “می کشند “؟ در حالی که در انگلیسی از فعل “smoking ” یعنی ” دود کردن ” استفاده می کنند ، در زبان فارسی بیشتر از واژه ” کشیدن ” استفاده می شود . این ” کشیدن ” در اینجا به معنی ” نوشیدن و آشامیدن است.

    کشیدند می تاجهان تیره شد
    سر میگساران زمی خیره شد.

    (فردوسی)

    ما می به بانگ چنگ نه امروز می کشیم
    بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید.

    (حافظ)

    خب ظاهرا در زبان فارسی و برخی زبانهای دیگر در استعمال گازها و دود از فعل نوشیدن استفاده می شود. البته عربها حداقل در نوشتار از اصطلاح ” دخن” به معنی دود کردن بیشتر استفاده می کنند (همان که دخانیات ما را ساخته) اما در محاوره و فرهنگ شفاهی از “شرب” یعنی نوشیدن نیز استفاده می شود.

    البته فکر می کنم این مدخل نیاز به تکمیل بیشتر دارد ، که امیدوارم تدریجا آن را کامل تر کنیم.

    نوشته زیر توسط دوست دانشمندمان آقای مهرداد وحدتی جهت تکمیل مبحث ایمیل شده که از ایشان صمیمانه سپاسگزارم :

    توجه به این توضیحات علامه دهخدا هم بیراه نیست.

    - باد کشیدن ؛ هوا جذب کردن و بر اثر آن خراب شدن چون باد کشیدن پنیر کوزه . رجوع به ترکیب هوا کشیدن شود. (یادداشت مؤلف ).
    - برکشیدن ؛ جذب کردن . جلب کردن . اجذاب .
    - به خود کشیدن ؛ جذب کردن چیزی مایعی را در خود چون جذب کردن جامه خوی و عرق تن را یا جذب کردن آب خشک کن مرکب نوشته را یا جذب کردن سفال و اسفنج آب را. (یادداشت مؤلف ).

    بدین ترتیب منظور از کشیدن بنگ و چرس و تریاک و کرک و پیپ و سیگار و چپق و سبیل و خرد و شَطَب و قلیان و کوزه و حقه و جز آن می تواند پیمودن و جذب کردن و بخود کشیدن دود یا همان تدخین عرب و اسموک انگلیسی و راوخ آلمانی و فیومی فرانسه و دِم روسی و دومان ترکی و دهوان اردو و یوکی کره ای و یان چینی و چیمدی ژاپنی و اَسَب اندونزیائی و جز آن باشد.


  2. شیر یا خط

    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳

    از ابزار های قدیمی و بسیار رایج قرعه کشی ست. این ابزار هنوز در بسیاری موارد از جمله در ورزش های حرفه ای نظیر فوتبال ، برای انتخاب زمین هر تیم ، کاربرد دارد. علت نامگذاری این ابزار در ایران بخاطر وجود تصویر شیر و خورشید  در یک سمت سکه (که شیر نامیده می شود ) و عدد در طرف دیگر سکه بود ( که خط نام دارد ) ، در سکه های قدیمی ایرانی ست.

    این ابزار بسیار قدیمی است. به نوشته ویکیپدیا در روم باستان به آن navia aut caput می گفته اند به معنی کشتی یا سر ، در انگلیسی امروزی به این بازی heads or tails  یعنی سرها یا دم ها و با کمی تخفیف سر یا دم می گویند . اینکه “سر” از کجا آمده معلوم است چرا که در یک طرف سکه ها عکس شاه ، ملکه یا امپراتور حک می شده است. اما ماجرای “دم” کمی پیچیده تر است. یکی از توضیحات در این خصوص برمی گردد به این نکته در زبان آلمانی به این بازی  Kopf oder Zahl گفته می شود یعنی “سر و عدد “، برخی معتقدند “دم “یا tail  تغییر یافته Zahl  آلمانی ست و دم هیچکس روی سکه نبوده  است.


  3. دربی یا داربی

    ۱۵ شهریور ۱۳۹۲

    واژه «Derby» در تلفظ انگلیسی «داربی» (Dar-bee) و در لهجه آمریکایی «دربی»
    (Der-bee)، نام شهری است در کشور انگلستان که در جنوب دو منطقه «داربی شایر» و «شایرکانتی» واقع شده است. اگر شما در فرهنگ لغات انگلیسی دنبال این کلمه بگردید، با این جواب رو به رو خواهید شد: «نام شهری در انگلیس، مسابقه اسب دوانی، نوعی کلاه نمدی لبه دار».

    می بینید که آن تصوری که ما از معنی این کلمه در ورزش فوتبال داریم، در فرهنگ لغت پیدا نمی شود؛ هرچند سابقه تاریخی داربی، بی ارتباط با مسابقات اسب دوانی نیست! البته باید درنظر داشته باشید که تلفظ صحیح این واژه، داربی است.

    چگونگی پیدایش

    ماجرا از این قرار است که در قرن ۱۸ میلادی، «ادوارد اسمیت استنلی» دوازدهمین دوک منطقه داربی، با یکی از دوستان نزدیکش برای برگزاری نوعی مسابقه اسب دوانی و چگونگی مراحل آن برنامه ریزی می کنند و قرار می شود این مسابقه جدید با اسبهای ۳ ساله نر! در پنج مرحله برگزار شود. اما دو طرف بر سر نامگذاری آن با یکدیگر شرط بندی می کنند و قرار می شود با پرتاب سکه، فرد برنده نام مسابقات را تعیین کند، که «اسمیت استنلی» دوک داربی، برنده این ماجرا شده و نام این مسابقه «داربی استیک» گذاشته می شود. (مسابقه ای که جزو مشهورترین های حال حاضر رشته سوارکاری است و جایزه آن مبلغی معادل یک میلیون و ۲۵۰هزار پوند انگلیس است!)

    عده ای عقیده دارند که نام «داربی» از این ماجرا اخذ شده است. اما عده ای دیگر از مورخان فوتبالی، معتقدند «داربی» از نام یک بازی فوتبال کهن که در شهر کوچک «آشبورن» واقع در منطقه «داربی شایر» برگزار می شود، گرفته شده است.

    این بازی از قرن ۱۲ میلادی تاکنون همه ساله در بین دو روز مذهبی خاص مسیحیان
    (Ash Wednesday وShrove Tuesday) از ساعت ۲ بعدازظهر الی ۱۰ شب در این شهر برگزار می شود که طی آن نیمی از مردم شهر به دو دسته تقسیم شده و در بین دو دروازه اصلی آشبورن، قرار گرفته و سعی می کنند توپی را که شبیه توپهای راگبی است، وارد دروازه تیم مقابل قرار دهند.

    اما نظریه سومی نیز وجود دارد که می گوید خاستگاه داربی، شهر بندری لیورپول است. همانطور که می دانید بندر لیورپول یکی از شهرهای مهم فوتبالی کشور انگلستان به شمار می رود که در آن دو باشگاه قدیمی و رقیب «اورتون» و «لیورپول» قرار گرفته اند.

    حکایت این نظریه نیز خواندنی است. اورتون به عنوان اولین باشگاه فوتبالی این شهر در سال ۱۸۷۸ تأسیس می شود و برای مسابقات خود استادیوم «آنفیلد» را اجاره می کند. ۱۴ سال بعد یعنی در ۱۸۹۲ باشگاه لیورپول دیده به جهان می گشاید و درست در همان هنگام، «جان هولدینگ» مالک استادیوم آنفیلد که تا آن هنگام، این استادیوم را به آبی های مرسی ساید (اورتون) به مبلغ ماهیانه ۱۰۰پوند اجاره داده بود، مبلغ اجاره نامه را بالا می برد (۲۵۰پوند) که چون اورتونی ها قدرت پرداخت این پول را نداشتند، مجبور به عوض کردن زمین اختصاصی خود می شوند و راه «گودیسون پارک» را درپیش می گیرند، تا از آن به بعد، سرخهای مرسی ساید (لیورپول) در آنفیلد بازی کنند. این مسأله باعث می شود تا هواداران اورتون، لیورپول را دشمن درجه یک خود فرض کنند (چون لیورپول از توان مالی بیشتری برخوردار بود و آنفیلد را تصاحب کرد)

    نکته اصلی این ماجرا در این قضیه نهفته که ۲ ورزشگاه «گودیسون پارک» و «آنفیلد» در دو طرف «استنلی پارک» واقع شده، پارکی که به یاد «ادوارد اسمیت استنلی» دوازدهمین دوک داربی نامگذاری شده است و به خاطر همین مسأله، دیدارهای این دو تیم به «داربی» شهرت یافت.

    چند مدل داربی داریم؟

    دکتر حمیدرضا صدر درباره پیدایش داربی می گوید: حقیقت آن است که اگر از مردم انگلستان در این باره جویا شوید، آنها نیز نمی توانند پاسخ درستی را به شما بدهند، زیرا بسیاری از کلمات هستند که ممکن است در زندگی روزمره آن را به کار ببرید درصورتی که اگر شخصی از شما بپرسد این واژه از کجا به وجود آمده، جوابی برای آن فرد نداشته باشید، مانند اصطلاح «ماست مالی کردن» در فرهنگ خودمان.

    این کارشناس ورزشی که سالها در جزیره مه آلود زندگی کرده ادامه می دهد: آنچه مسلم است، بسیاری از انگلیسی ها پیدایش داربی را مربوط به پیدایش مسابقات اسب دوانی در منطقه «داربی شایر» که توسط «ارل آو داربی» (همان ادوارد اسمیت استنلی دوازدهمین دوک داربی) به وجود آمد، می دانند.

    سردبیر بخش فوتبال خارجی روزنامه دنیای فوتبال در مورد تنوع داربی ها نیز اظهار می کند: آنچه که در معنای کلی داربی باید گفته شود، «برگزاری مسابقه بین دو تیم رقیب». حال می خواهد آن دو تیم در یک شهر باشند، یا در دو منطقه مختلف از یک کشور.

    وی ادامه می دهد: داربی ها از لحاظ محتوا شکلهای گوناگونی دارند. گاه مسایل مذهبی در این امر دخیل هستند مثل داربی شهر گلاسکو اسکاتلند که جزو مشهورترین های جهان در این زمینه است. (هواداران سلتیک کاتولیک و هواداران رنجرز پروتستان هستند!) یا گاه مسایل تاریخی و قومی باعث به وجود آمدن آن می شود مانند ال کلاسیکوی اسپانیا. (ماجرای ژنرال فرانکو و تنفر مردم کاتالان از پایتخت نشینان)

    بعضی اوقات کری هایی که بین یک طبقه خاص از اجتماع به وقوع می پیوندد باعث حساسیت یک بازی می شود، مانند طبقه کارگران آلمان در منطقه رودخانه «روئر» و داربی مشهور بین بوروسیا دورتموند و شالکه صفر چهار که به داربی «رودخانه» نیز شهرت دارد.

    یا فاصله طبقاتی که بین مردم وجود دارد باعث تماشایی شدن یک بازی می شود مانند داربی شهر میلان که هواداران آث از طبقه کارگر هستند و هواداران اینتر از طبقه اشراف به شمار می روند.

    مشهورترین داربی های جهان

    سایت www.footballderbies.com به عنوان مرجعی معتبر؛ مشهورترین داربی های جهان را معرفی کرده که ما در این جا به معرفی ۵ داربی مشهور جهان در سطح های گوناگون آن می پردازیم. البته بد نیست بدانید که داربی سرخ آبی های تهران به عنوان بیست و ششمین داربی مهم جهان از سوی این سایت معرفی شده که بالاتر از داربی  تیمهای همشهری در شهرهایی همچون منچستر یا بارسلوناست.

    پنج داربی مشهور بین تیمهای همشهری:

    Ø    فنرباغچه – گالاتاسرای

    Ø    بوکاجونیورز – رویورپلاته

    Ø    سلتیک گلاسکو – گلاسکو رنجرز

    Ø    المپیاکوس – پاناتینایکوس

    Ø    ستاره سرخ بلگراد – پارتیزان بلگراد

    پنج داربی مشهور بین تیمهای یک منطقه:

    Ø    ساندرلند – نیوکاسل

    Ø    سنت اتین – المپیک لیون

    Ø    بوروسیا دورتموند – شالکه صفر چهار

    Ø    لیورپول – منچستریونایتد

    Ø    کاردیف سیتی – سوانا سیتی

    پنج داربی مشهور بین تیمهای رقیب:

    Ø    بارسلونا – رئال مادرید

    Ø    هایدوک اشپیلت – دینامو زاگرب

    Ø    آژاکس – فاینورد روتردام

    Ø    پاریسن ژرمن – المپیک مارسی

    Ø    ترابوزان اسپور – فنرباغچه

    منبع


  4. لابی کردن

    ۳ شهریور ۱۳۹۲

    اصطلاح «لابی کردن» در دنیای سیاست بسیار شنیده می شود و در گفتارها و نوشتارهای سیاسی با اهداف مختلف و دو بار مثبت و منفی به کار می رود.

    در روزهایی که بحث های مربوط به رای اعتماد درگرفته بود این اصطلاح را باز شنیدیم و در تازه ترین مورد نیز در مناظره تلویزیونی روز جمعه ،عباس سلیمی نمین – یکی از شرکت کنندگان – چند بار اتهام وجود «لابی» های پنهان را مطرح کرد و در این مورد خاص منظور او زد و بند های پشت پرده بود و می خواست رفتاری غیر اخلاقی را نسبت دهد. در مواردی هم منظور ازاصطلاح «لابی» نفوذ نهاد ها و محافل است. مثلا وقتی می گویند:«لابی یهودی ها در آمریکا» منظور نفوذ آنان در سیاست گذاری های ایالات متحده است.

    اصطلاح « لابی کردن» اما دقیقا از کجا آمده و آیا با «لابی» با همان معنای مصطلح در هتل ها و مجموعه های مسکونی ( ورودی هال مانند) نسبتی دارد؟

    پاسخ این پرسش را می توان در کتاب « مارک و پلو» یافت؛ سفر نامه منصور ضابطیان در دورانی که همچنان روزنامه نگار بود. [«مارک و پلو» داستان سفر به چند کشور دنیا با کمترین هزینه است و به قصد تشویق به سفر بدون بیم از صرف هزینه های بسیار نوشته شده و خوش بختانه مورد استقبال قرار گرفته است.]

    در صفحه ۱۴۸ و در فصل مربوط به ایالات متحده آمریکا می خوانیم:

    «نزدیک کاخ سفید یک هتل قدیمی هست به نام هتل ویلارد که لابی نسبتا بزرگی دارد. اتفاقا آنچه این هتل را معروف کرده همین لابی است. سال ها پیش رییس جمهوری وقت آمریکا عصرها که می خواسته خستگی در کند از کاخ سفید قدم زنان به هتل می رفته در لابی می نشسته و یک قهوه سفارش می داده است. بسیاری از مردم و صاحبان صنایع یا هنرمندان که مشکل داشته اند و دست شان به رییس جمهوری نمی رسیده این ماجرا را می دانستند. آنها میزهای اطراف رییس جمهور را رزرو می کردند و دو تا دوتا درباره مسایل مملکت طوری حرف می زدند که صدای شان به گوش رییس جمهور برسد  و غیر مستقیم روی او اثر بگذارد . حتی بعضی ها هم پیشتر می رفته اند و مستقیما با خود رییس جمهور گفت و گو می کردند و اصطلاح لابی کردن دقیقا از همین جا ریشه گرفته است.»

    منبع : عصر ایران

     


  5. قاق

    ۱۴ مرداد ۱۳۹۲

    قاق ظاهرا واژه ای ترکی ست ( دهخدا ) به معنای گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده میخورند. (آنندراج ). خشک . (برهان ). میوه ٔ خشک که هسته ٔ آن را درآورده بخشکانند. (کاشغری ج ۲ ص ۲۲۵ و ج ۳ ص ۱۱۶ از حاشیه ٔ برهان چ معین ). در لغت ابن مهنا ص ۱۷۱ آمده که از اسبهای مسابقه آن را که پیش می افتد باشلق و آن را که عقب میماند قاق گویند. (نداب ۳:۷ ص ۱۸ از حاشیه ٔ برهان چ معین ).البته این واژه در بسیاری لهجه های ایرانی از جمله لهجه های جنوبی هم به معنی خشک است فرضا نان خیلی برشته را قاق می گویند. حتی در افغانستان گوشت خشک شده را گوشت قاق می گویند و با آن خوراکی های مختلف درست می کنند . گاهی در فرهنگ شفاهی امروزی فارسی قاق به کسی که خیلی از مرحله پرت است می گویند. شاید ریشه این اصطلاح یکی دیگر از معانی قاق یعنی بی نصیب و بی بهره است. در این حالت وقتی می گویند “پس ما قاقیم”  یعنی هیچ بهره و سهمی نداریم .


  6. جنم

    ۷ مرداد ۱۳۹۲

    جنم(با فتحه ج و ن) اصطلاحی قدیمی به معنی ذات و طبیعت و سرشت است (دهخدا) که به خاطر استفاده اش در برخی  سریال های تلویزیونی کاربرد گسترده تری در زبان عامیانه و ادبیات شفاهی و مکتوب فارسی امروزی یافته است.البته امروزه بار معنایی این اصطلاح به تدریج در زبان مردم به عرضه و جربزه  هم توسعه یافته یعنی وقتی در مورد یک نفر می گویند فلانی جنم فلان کار را دارد ، منظور تا حدود زیادی این است که عرضه و توان آن کار را دارد. اما اصل این لغت بنا به نوشته ای از اصطلاحات مرتاضان هندی بوده است به معنای کالبد و قالب دیگری که روح پس از عبور از یک کالبد مادی وارد آن می شود ( معتقدین به تناسخ) ، این اصطلاح از طریق دراویش ایرانی که با فرهنگ هندی آشنا بودند با معنای اخلاق و خوی وارد زبان فارسی شد.به این صورت که وقتی می گفتند فردی خوش جنم یا بد جنم است یعنی خوش اخلاق یا بد اخلاق است. ظاهرا این واژه به تدریج با حفظ کلیت معنایی خود توسعه بار معنایی نیز داشته است.


  7. ان قلت

    ۵ مرداد ۱۳۹۲

    ان قلت (با کسره الف و ضمه قاف) از اصطلاحات عربی متداول در زبان و فرهنگ عامیانه فارسی ست. معمولا این اصطلاح به معنی  انتقاد کردن و ایراد یا بهانه آوردن به مطلبی که دیگری می گوید به کار می رود. ریشه این اصطلاح بر می گردد به مباحثات و دروس حوزه های علمیه. در این دروس معمولا استاد هنگام بیان یک مطلب خودش برخی ایرادات رایج را که ممکن است توسط مخاطب پرسیده شود با اصطلاح ” ان قلت ” ذکر می کند که مثلا اگر در این مطلب کسی ایراد آورد یا سئوال کرد که فلان و فلان …آنگاه خود استاد پاسخ را ذیل اصلاح ” قلت ” می دهد .یعنی ما جواب می دهیم :بهمان و بیسار …بنابراین در درس های حوزه اصطلاحات “ان قلت ” و “قلت” پشت سر هم می آیند .برای مثال می توانید به یک نمونه از دروس حوزه ای که در آن از این دو اصطلاح در معنای ذکر شده استفاده شده توجه کنید.


  8. آمپاس

    ۵ مرداد ۱۳۹۲

    آمپاس به معنای تنگنا  یکی از اصطلاحات وارده از زبانهای خارجی ست  که سالها در بین طبقات تحصیلکرده فارسی زبان رایج بوده است. کاربرد این اصطلاح این روزها به واسطه تکیه کلام شدن آن  توسط هنرپیشه اصلی یکی از سریال های تلویزیونی ماه رمضان (دودکش ، شبکه اول سیما ) ، در بین سایر طبقات خصوصا بینندگان تلویزیون بیشتررایج شده است. ریشه این اصطلاح واژه آلمانی  Engpass است ، این واژه مرکب است از دو بخش Eng به معنی “تنگ” و Pass که همان پاس یا عبور است. انگلیسی ها واژه ملموس تری را برای این تنگنا دارند که آن هم مدتی ست درزبان تحصیلگرده ها و اهالی کسب و کار رایج شده و آن Bottleneck است که همان قسمت تنگ گلوی بطری است! پس وقتی می گوییم مرا در “آمپاس” قرار نده یعنی مرا توی تنگنا و فشار نگذار!

    نظر وارده از یک خواننده اندیشمند : کلمه از آلمانی وارد فارسی نشده، از فرانسوی وارد شده که تا مدتهای زیادی در ایران زبان دوم محسوب میشد، یعنی کلمه impasse که دقیقا مثل فارسی «امپاس» تلفظ میشود. ضمنا معادل انگلیسیش هم دقیقا همان کلمه impasse هست که البته در انگلیسی «ایمپس» تلفظ میشه.

    تکمله : در فرهنگ ریشه شناسی انگلیسی ریشه واژه impasse به معنای کوره راه  را فرانسوی ذکر کرده است. احتمالا اصطلاح impossible هم به معنای غیر ممکن با این واژه هم ریشه است.


  9. فلنگ را بستن

    ۲ مرداد ۱۳۹۲

    فلنگ را بستن با کسره ف و ل امروزه به معنی در رفتن و فرار کردن سریع به کار می رود. اما این “فلنگ “چیست و چرا وقتی می بندنش ، معنی فرار کردن می دهد. برخی اعتقاد دارند که ریشه این واژه در اصل انگلیسی است. واژه‌ی: fling  در زبان انگلیسی در معانی: پرت کردن، تند بیرون رفتن، جفتک زدن، لگد انداختن، لگد و جفتک آمده است. عبارت «فلنگ بستن»متداول نوعی کنایه یا تمثیل از گریختن و شانه خالی کردن است که به معنی مورد نظر انگلیسی آن نزدیک است. امروزه عبارت جیم زدن  تا حدودی معنای اصطلاح مذکور را می‌رساند.

    البته در زبان فارسی قدیم هم نشانه هایی وجود دارد که ممکن است ریشه این اصطلاح متداول باشد. واژه ” فلنگ ” با فتحه ف و ل در فرهنگ دهخدا به معنای نوعی تیر است که بسیار تیزرو بوده است.فرخی شعری دارد که این واژه با معنای اخیر در آن به کار رفته است :

    به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست
    فلنگ پیش به زه کرد همچو چرخ به چنگ

    اگر این اصطلاح را فارسی بدانیم “فلنگ بستن ” معنای مانند تیر از کمان جستن را خواهد داد که در آن فتحه های ف و ل فلنگ به کسره تبدیل شده اند که در زبان محاوره ای فارسی امری طبیعی و رایج است.


  10. سوسه آمدن

    ۲ مرداد ۱۳۹۲

    سوسه آمدن امروزه به معنای زیرآب کسی را زدن ، منافقانه رفتار کردن ، و فریبکاری به کار می رود. اصل این اصطلاح از کلمه “سوسه ” می آید که در فرهنگ فارسی به معنی آفت یا شپش و کرم گندم و یا هر نوع آفت  است.( دهخدا ) گویا در زمان قدیم وقتی تاجران گندم با هم معامله ای می کرده اند این نکته که بار گندم “بی سوسه ” است یکی از شرایط معامله بوده. اصطلاح معامله بی سوسه به تدریج در معنای معامله بی غل و غش در سایر بخش های تجارت رایج می شود. و نهایتا سوسه آمدن  به معنای پیش گفته از همین اصطلاح ساخته و با کمی تحول در معنا متداول می شود.