Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!

‘ع’ Category

  1. عطایش را به لقایش بخشیدم

    فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ توسط aghazadeh

    این ضرب المثل وقتی به کار می رود که می خواهیم بگوییم به خاطر دردسر های یک کار یا چیز از خیرش گذشته ایم. ریشه آن حکایت یازدهم از باب سوم گلستان سعدی ست به این مضمون :

    یکى از پارسایان بشدت نیازمند و تهیدست شد، شخصى به او گفت : ((فلان کس ثروت بى اندازه دارد، اگر او به نیازمندى تو آگاه شود، بى درنگ در رفع نیازمندیت بکوشد.))
    پارسا گفت : مرا نزد او ببر، آن شخص گفت : با کمال منت و خشنودى تو را نزد او مى برم . سپس دست پارسا را گرفت و با هم نزد آن ثروتمند رفتند، هنگامى که پارسا به مجلس ثروتمند وارد گردید، دید او لب فروآویخته و چهره در هم کشیده و ترشروى نشسته است ، همانجا بازگشته و بى آنکه سخنى بگوید، آن مجلس را ترک نمود، شخصى از پارسا پرسید: چه کردى ؟ ))
    پارسا گفت : ((عطایش را به لقایش بخشیدم )) (یعنى با دیدار چهره خشم آلود و درهم کشیده او، از بخشش او گذشتم ، و از عطاى او چشم پوشیدم .)
    مبر حاجت به نزد ترشروى
    که از خوى بدش فرسوده گردى
    اگر گویى غم دل با کسى گوى
    که از رویش به نقد آسوده گردىбез бизнес кредит малый залога


  2. عهد دقیانوس

    فروردین ۱, ۱۳۹۲ توسط aghazadeh

    بعقیده عوام‌الناس عهد دقیانوس از قدیمیترین عهود تاریخی است که از ان عهد و عصر قدمی فراتر نمی‌توان نهاد، بهمین جهت هر وقت بخواهند قدمت و کهنگی شیئی یا مطلب و موضوعی را اثبات کنند در لفافه ظنز و طیبت به عهد مزبور اشاره میکنند و میگویند: مربوط بعهد دقیانوس است.
    ببینیم دقیانوس کیست و چه عاملی موجب شد که بر سر زبانها افتد.

    بطوریکه در کتب تاریخی آمده است دقیانوس(۱) مردی یونانی بود که پس از اسکندر مقدونی در بلاد شام حکومت میکرد. در عهد دقیانوس چند تن از مردم شام به توحید گرائیدند و خدای تعالی را بشناختند. نام این افراد بکاملترین روایات به این شرح آمده است: مکسلمینا – تملیخا – مرطوس – نیرویس – کسطومس – دنیموس – ریطوفس – قالوس – محسلمینا.(۲) که به اصحاب کهف معروفند و خدای متعال در قرآن کریم آنها را در چندین آیه یاد کرد. دقیانوس آنها را حضار کرد و از کیش و آئینشان پرسید. جواب دادند ما موحد هستیم و خدای ما خدای آسمان و زمین است. بجز او دیگری را خدای نخوانیم و ندانیم. دقیانوس آنها را بزندان انداخت و بند کرد و یکشب مهلت داد تا در عقیده و ایمان خویش تجدید نظر کنند شاید بکیش آباء و اجدادی برگردند. چون شب فرارسید اصحاب کهف از زندان دقیانوس فرار کردند و در خارج شهر بکوه بیجلوس پناه بردند. نزدیک کوه شبانی بود به نام دنیموس که گوسفندان را حراست و نگاهبانی میکرد. اصحاب کهف دین و آئین جدید را بر شبان عرضه کردند و از او پناه خواستند دنیموس شبان دین ایشان بپذیرفت و گوسفندان را به حال خود گذاشته با آنها در یکی از شکافها و غارهای صعب‌العبور کوه که دور از انظار عابرین بود پنهان شد.(۳) بهمراه شبان سگی بود بنام قطمیر که هرچند آن سگ را می‌زد بازنمیگشت و با هفت تن اصحاب کهف به درون غار رفت. چون آنها بخفتند قطمیر دستها پیش دراز کرد و چنانکه عادت سگ باشد دهن به سردست نهاده در خواب عمیقی فرورفت. پس خدایتعالی جانشان بگرفت و مدت سیصد و نه سال در آن غار بودند. در طول این مدت دقیانوس بمرد و ملوک و حکام دیگر یکی پس از دیگری آمدند و رفتند تا پس از انقضای مدت مقرر یکتن از آنها به نام مکسلمینا بفرمان خدایتعالی زنده شد و بقیه را آواز داد. همه حتی سگ قطمیر هم جان گرفت و برپای خاستند. چون آفتاب نیمروز دیدند پنداشتند که شب گذشته سپیده دم داخل غار شده بخفتند و اکنون بیدار گشتند. یکی از آنان به نام تملیخا چند درم به مهر و سکه دقیانوس ببازار برد تا آذوقه خریداری کند. خانه‌ها و بازارهای شهر بنظر تملیخا عجیب آمد و از آن همه شرک و بت‌پرستی اثری ندید. نزدیک نانوا شد و درم و سکه عهد دقیانوس نشان داد و نان خواست. نانوا گفت این سکه از کجا آوردی؟ تملیخا جواب داد روز قبل از شهر بیرون بردم مگر مهر دقیانوس را نمی‌بینی؟ نانوا که مردی عامی بود دقیانوس را نشناخت و نان نداد. نانوا و تملیخا سرگرم گفتگو و مشاجره بودند که یکی از سرهنگان در رسید و تملیخا را نزد حاکم شهر برد. حاکم شهر چون سکه دقیانوس بدید یقین کرد که او جزء اصحاب کهف و از عهد دقیانوس است زیرا قصه ایشان را در انجیل خوانده بود. پس روحانیون مسیحی را احضار کرد تا جریان قضیه را خود از زبان تملیخا بشنود تملیخا در پاسخ روحانیون گفت: من و یارانم از ترس دقیانوس دیروز از این شهر بیرون رفتیم و در کوه بیجلوس بغاری پنهان گشتیم. امروز از خواب برخاستیم و من به شهر آمدم تا با این پولها نان و آذوقه خریداری کنم و امشب از اینجا برویم. حاکم شهر به تملیخا گفت: ای جوانمرد، یشارت باد ترا که دقیانوس بمرد و از عهد دقیانوس تا این ساعت مدت سیصد و نه سال میگذرد. خدای عز و جل پیغمبری فرستاد بنام عیسی و قصه شما در انجیل آمده است. ما خداپرستیم و از دین عیسی‌به مریم پیروی میکنیم. سالهاست چشم براه هستیم که چه وقت از کهف بیرون میآئید. اکنون یاران تو کجایند؟ تملیخا گفت در کهف هستند. حاکم با عده‌ای سپاه و همراه سوار شد و با تملیخا بجانب کهف شتافت. چون به کهف رسیدند تملیخا داخل شد و دگرگونی جهان و مرگ دقیانوس و ظهور حضرت عیسی را به یاران خویش بشارت داد ولی پس از این بشارت به امر و فرمان خداوندی در دم جان داد. سایر اصحاب کهف و حتی سگ قطمیر نیز بیفتادند و جان بجان آفرین تسلیم کردند. حاکم و همراهان آن شب تا صبح بدر کهف بماندند. چون روز شد و اثری از اصحاب کهف ندیدند بدانستند که بر طبق آنچه در انجیل آمد همگی پس از زنده شدن بمردند. «اندر کتاب سیرالملوک خواندم که بیرون آمدند و پیش ملک رفتند. ملک ایشان را در کنار گرفت و قصه بگفتند. پس خدایتعالی رسول فرستاد و ایشان را مخیر کرد بزندگانی کردن یا به بهشت و رضوان رسیدن. ایشان بهشت گزیدند و بمردند».(۴) پس ملک فرمان داد در آنجا بنائی کنند و علامتی بگذارند و قصه اصحاب کهف را بر سنگی نقر کنند تا آیندگان بدانند که این کهف ایشانست و از شک و تردید در بعث که خدای تعالی مرده را زنده کند خارج شوند. اینکه در قرآن کریم آمد «ام حسبتم ان اصحاب المهف و الرقیم» منظور از رقیم آن نوشته است که ایشان بنوشتند.»
    در خاتمه بی‌مناسبت نمیداند که نوشته نویسنده دانشمند محترم آقای صدر بلاغی را که مؤید و مکمل داستان اصحاب کهف است در اینجا نقل کند:

    «افسوس نام شهری معروفست که در آسیای صغیر نزدیک دهنه رود کایستر بفاصله چهل میل بطرف جنوب شرقی ازمیر واقع است. شهر افسوس از شهرهای بسیار قدیم و بتکده معروف آرتامیس یا دیانا و مجسمه آن در آنجا بوده و آثار حیرت‌انگیز آن بتکده هنوز باقیست و مردم آن شهر به علوم سحر و کهانت توجه و علاقه زیادی داشته‌اند. در روزگار رومیان معمول چنین بوده که والی آسیا باید اولاً به شهر افسوس وارد شود و در آنجا زمام حکومت آن منطقه را به دست گیرد. داستان مهم و حیرت‌افزای اصحاب کهف در همین شهر افسوس اتفاق افتاده و غار معروف به نام ایشان در دو فرسخی شهر واقع است و هنوز بصورت زیارتگاه و دارای احترام است. پادشاه معاصر اصحاب کهف که ایشان از ستم او به غار پناهنده شدند دقیانوس یا ذوقیوس یا دسیوس(۵) رومی است که از سال ۲۴۹ تا ۲۵۱ میلادی سلطنت داشته و با آنکه پادشاهی با تدبیر بوده با نصاری بد رفتاری می‌کرده و ایشان را در فشار و شکنجه میداشته و به قید زندان میکشیده و بگرسنگی و تشنگی سیاست میکرده است. فشار و مظالم این پادشاه در سال ۲۵۰ میلادی به اوج شدت خود رسیده بود و دور نیست که اصحاب کهف در همین سال از دربار گریخته باشند اما آن پادشاه که اصحاب کهف در روزگار او از خواب بیدار شده‌اند تئودوسیوس صغیر(۶) امپراتور مسیحی دولت روم شرقی بوده که از سال ۴۰۸ تا سال ۴۵۰ میلادی سلطنت کرده و در روزگار این پادشاه عقیده معاد روحانی و انکار معاد جسمانی رایج شده و حادثه اصحاب کهف برای ابطال این عقیده و اثبات قدرت الهی بر معاد جسمانی به ظهور پیوسته است».(۷)

    پاورقی‌ها:

    ۱-در مجمل التواریخ و القصص «صفحه ۱۳۳» بنام دیقیوس و در دائره‌المعارف بریتانیکا بنام دسیوس آمده است.

    ۲- ترجمه تاریخ کامل ابن اثیر ج ۱ صفحه ۲۰۸٫

    ۳-در روضه‌الصفا «ج ۱ صفحه ۴۶۲» نام این غار را قسیم ذکر کرده است.

    ۴-    مجمل التواریخ و القصص صفحه ۲۲۱٫

    ۵-Decius

    ۶- Theodosius – G.

    ۷- قصص قرآن صفحه ۳۱۵٫

    به نقل از مهدی پرتوی آملی ، ریشه های تاریخی امثال و حکم

    расчетный счет банковской карты сбербанка


  3. علی اصغری(فوتبال علی اصغری)

    بهمن ۶, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    شما ممکن است با شنیدن نام فوتبال علی اصغری یاد اولین چیزی که می افتید علی پروین باشد و یا تیمی که با استفاده از توپهای بلند چه در عمق و چه در کناره سعی در گشودن دروازه حریف داشت . فوتبال علی اصغری در فرهنگ فوتبالدوستان ایرانی مثل یک لطیفه است. یک اصطلاح خنده دار برای تیمی که تماشاگر پسند بازی نمی کند.

    اما این اصطلاح از کجا ریشه گرفته است؟ در سالهای دور فوتبال ایران – فکر کنم کمی بعد یا قبل از انقلاب – در تیم دارایی آن موقع یک دفاع آخر وجود داشته به نام علی اصغری یعنی نامش علی بوده و فامیلش اصغری . این آقای اصغری عضو تیم دارایی تمام توپ ها را با قدرت و بلند روی محوطه جریمه حریف می کشیده است که همین طرز بازی با این بازیکن معروف شده به فوتبال علی اصغری.

    اما در واقعیت و علم فوتبال استفاده از توپهای بلند بصورت مستقیم بخشی از یک تاکتیک است به نام تاکتیک دایرکت یا بازی مستقیم. همین توپهای بلند اگر از کناره ها باشد اسمش می شود وینگ پلی. بنا بر این نه پرسپولیس زمان علی پروین تیم بی تاکتیکی بوده و نه تیم دارایی قدیم با بازیکن معروفش. آنها از یک تاکتیک ساده استفاده می کردند. تاکتیکی که هنوز هم که هنوز است می توان از آن استفاده کرد اما نه در سطوح حرفه ای و تاپ جهانی.

    منبع : وبلاگ حامد اسماعیلیсрочно нужны деньги в долг под проценты


  4. عهد بوق

    بهمن ۲, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    عهد بوق چه زمانی ست؟ هر چه هست معنایش در ذهن کاربران این اصطلاح دوران بسیار دور و کهن است. بر خی از محققین نظیر مرحوم مهدی پرتوی ریشه این اصطلاح را خیلی قدیمی نمی دانند و آن را به دورانی نسبت می دهند که  متصدیان حمام ها  و آسیاب ها  به هنگام آماده بودن برای ارائه خدمات با نواختن شیپوری ( بوق) از جنس شاخ گوسفند ( و بعد ها برنجی )  مشتریان خود را از آماده بودن خدمات خود آگاه می کردند.*  اما قطعا کار برد بوق برای اطلاع رسانی ریشه ای بسیار کهنتر دارد برای نمونه در جنگ ها ، هنگام انتقال اخبار ، و…به نوشته  سایت انجمن موسیقی  یکی از فواید و مزایای بوق این بود که در قرون و اعصار گذشته که وسایل ارتباطی کنونی وجود نداشت در شاهراه های ایران در فواصل معین(بین ۳ تا ۵ کیلومتر) بوق زنان پاسداری می کردند و اخبار و اطلاعات فوری و فوتی را به صورت رمز به طرف مقابل یعنی بوق زن هایی که چند کیلومتر دورتر در جاهایی مرتفع منتظر و مترصد بودند اطلاع می دادند.

    ریشه واژه بوق و شیپور را در ادامه مطلب ببینید**. قدیمترین نشان این ساز بر نقش سنگ مزار سناخریب (۸ ق م ) پادشاه آشوری ، دیده می شود که در آن مردی با کمک بوق گاومیشی را هدایت می کند .سابقه استفاده از بوق در تمدن ایران زمین به بیش از سه هزار سال پیش از میلاد بازمی گردد. بر مُهری که از حفریات چغامیش به دست آمده نقش یک نوازنده بوق دیده می شود . به نوشته اولیاچلبی  این ساز را منوچهر، شاه داستانی ایران ، اختراع کرده است . در حفاریهای هفت تپه (هزاره دوم ق م ) و خاکبرداریهای تخت جمشید نیز نمونه هایی از این ساز به دست آمده است . در منظومه یادگار زریران متعلق به دوره اشکانی ، به نوعی بوق خبری به نام «سِتُخْمَک » اشاره شده است . در دوره ساسانی نیز بوق از جمله مهمترین سازها بود، و تصاویری بر بشقابهای سیمین از این دوره ، نوازندگان بوق را نشان می دهد . (منبع)
    امروزه نیز بوق علاوه بر کاربرد در وسایل نقلیه در ورزش های پر طرفدار نظیر فوتبال نیز برای تشویق و ابراز شادی کاربرد بسیاری دارد. با وجود این در فرهنگ عامیانه همچنان عهد بوق اشاره به زمان بسیار دور واشیاء کهنه و بسیار  قدیمی ست.

     

    *پرتوی آملی، مهدی. “ریشه تاریخی امثال و حکم”. دوره ۷-۱۶، ش ۷۹ ـ ۱۸۹ و ۱۹۰ (اردیبهشت ۴۸ ـ تیر و مرداد ۵۷).
    **بوق ، سازی بادی با گونه های مختلف . واژه بوق (= بوغ رجوع کنید به دهخدا، ۱۳۲۵ـ ۱۳۵۹ ش ، ذیل واژه ) معرب «بوکانه » یونانی و «بوکینا »ی لاتین ( بریتانیکا ، ذیل “Horn” ؛ د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل واژه ) و جمع آن ابواق ، بیقان و بوقات است (لین ؛ شرتونی ؛ شاد، ذیل واژه ). بوق را همان شیپور (قاضی خان بدر محمد دهار، ذیل «شبور»؛ جوهری ، ذیل «شبر»؛ صارمی و امانی ، ص ۴۹ـ۱۴۳) یعنی نوعی شاخ کوچک منحنی یا نای رومی ] ؟ [ و برنجین دانسته اند (شاد؛ برهان ، ذیل «شیپور»؛ صارمی و امانی ، ص ۱۴۳ـ۱۴۴) که ظاهراً به تمدنی بین النهرینی ، بویژه یهود، تعلق داشته و اصل آن شبّو یا شبورِ عبری است (ابن حجر عسقلانی ، ج ۲، ص ۶۴؛ تقی زاده ، ص ۲۲، آن را آرامی سریانی ذکر کرده است ؛ فروغ ، ش ۱۴، ص ۵۴، آن را آسوری و عبری دانسته است ).

    стремительный займ на карту без проверок


  5. علم شنگه یا الم شنگه

    دی ۱۶, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    این اسم مرکب به معنای شلوغ کردن یک نفر یا جمعی است و معمولاً با لفظ «درآوردن » استعمال می شود، لغت نامه دهخدا در باره این کنایه چنین می نویسد: شایدشنگه دهی بوده است که اهل آن وقتی که در محرم دسته بیرون می آوردند بی ترتیب و با داد و قال بودند. و بدین ترتیب جایی که نظم و ترتیب به هم بخورد و امور از قاعده خارج شوند می گویند: علم شنگه در آورده اند.
    займ кредит быстро


buy christian louboutin outlet uk at uk, and fashion clothing from Abercrombie Outlet uk, winter coats from moncler jackets, best down jackets is canada goose toronto
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!