Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!
  1. کفگیرش به ته دیگ خورده

    ۱۳ فروردین ۱۳۹۲

    این اصطلاح وقتی به کار می رود که می خواهند بگویند فردی دیگر آه در بساط ندارد و داشته های های مالی یا علمی و …وی ته کشیده است. ریشه مثل برمی گردد به  پلوهای نذری و یا عروسی های بزرگ قدیم. در چنین جاهایی چندین دیگ بزرگ پلو بار گذاشته می شد و مهمانان یا متقاضیان غذای نذری برای گرفتن غذا صف می کشیدند . وقتی دیگها ته می کشید صدای خوردن کفگیرها به ته دیگ بلند می شد و به این ترتیب مردم می فهمیدند غذا در حال تمام شدن است پس به هم می گفتند کفگیر به ته دیگ خورده و دیگر امیدی به غذا نیست. این اصطلاح به تدریج در بسیاری موارد دیگر رایج شد.деньги в долг на киви


  2. عطایش را به لقایش بخشیدم

    ۱۳ فروردین ۱۳۹۲

    این ضرب المثل وقتی به کار می رود که می خواهیم بگوییم به خاطر دردسر های یک کار یا چیز از خیرش گذشته ایم. ریشه آن حکایت یازدهم از باب سوم گلستان سعدی ست به این مضمون :

    یکى از پارسایان بشدت نیازمند و تهیدست شد، شخصى به او گفت : ((فلان کس ثروت بى اندازه دارد، اگر او به نیازمندى تو آگاه شود، بى درنگ در رفع نیازمندیت بکوشد.))
    پارسا گفت : مرا نزد او ببر، آن شخص گفت : با کمال منت و خشنودى تو را نزد او مى برم . سپس دست پارسا را گرفت و با هم نزد آن ثروتمند رفتند، هنگامى که پارسا به مجلس ثروتمند وارد گردید، دید او لب فروآویخته و چهره در هم کشیده و ترشروى نشسته است ، همانجا بازگشته و بى آنکه سخنى بگوید، آن مجلس را ترک نمود، شخصى از پارسا پرسید: چه کردى ؟ ))
    پارسا گفت : ((عطایش را به لقایش بخشیدم )) (یعنى با دیدار چهره خشم آلود و درهم کشیده او، از بخشش او گذشتم ، و از عطاى او چشم پوشیدم .)
    مبر حاجت به نزد ترشروى
    که از خوى بدش فرسوده گردى
    اگر گویى غم دل با کسى گوى
    که از رویش به نقد آسوده گردىбез бизнес кредит малый залога


  3. مرغ از قفس پرید

    ۵ فروردین ۱۳۹۲

    در مبارزات سیاسی و نظامی واجتماعی اگر یکی از دو طرف متقابل و متخاصم احساس ضعف و زبونی کند و قبل از آنکه به دست مخالفان افتد میدان مبارزه را ترک گفته به محل امنی دور از چشم دشمنان پناه ببرد ظرفا و نکته سنجان، حتی همان جبهۀ مخالف که نقش خویش را برای دستگیری حریف بر آب می بینند از باب جد یا هزل می گویند: مرغ از قفس پرید. یعنی از چنگ ما خلاص شد و از دامی که برایش چیده بودیم در رفت.

    این ضرب المثل که در چند سال اخیر گاهگاهی مورد استفاده قرار گرفته است در کشور انگلستان ریشه گرفته و داستان تاریخی شیرین و عبرت انگیزی دارد که احتمالاً به این شرح است:

    در سال ۱۶۲۵ میلادی پس از جیمز اول پسرش پرنس ویلز به نام چارلز اول در بیست و پنج سالگی به جای پدر بر تخت سلطنت انگلستان نشست. در آغاز سلطنت گمان می رفت که چارلز شارل بر خلاف پدر به حکومت تمکین کند و مصوبات پارلمان را محترم شمارد ولی سه بار انحلال پارلمان انگلستان که به فرمان او انجام گرفت تصور هر گونه امید و خوشبینی را به یأس و بدبینی مبدل ساخت زیرا چارلز فقط به هنگام ضرورت و اضطرار و استقراض در مقام افتتاح مجلس بر می آمد و چون حاجت را مقرون اجابت نمی دید با توجه به کوچکترین مخالفتی که از طرف نمایندگان ابراز می شد مجلس را منحل و مخالفین را تحت فشار و شکنجه قرار می داد.
    آخرین پارلمانی که در زمان سلطنت چارلز افتتاح شد از آن جهت که مدت سیزده سال (۱۶۴۰-۱۶۵۳ میلادی) به طول انجامید از طرف مردم و تاریخ نویسان به پارلمان طویل موسوم گردید.

    نمایندگان این پارلمان از روز اول مصمم شدند که حکومت مطلقه را براندازند و مذهب انگلیس را به مذهب پوریتن (puritain، پوریتن ها قومی از مسیحیان هستند که به ظاهر انجیل عمل کنند و متعصب و متعبد باشند (نقل از: لغتنامۀ دهخدا).) تبدیل کنند لذا هنوز چند روز از افتتاح پارلمان نگذشته بود که استرافورد و لود دو نفر از وزرای متعصب حکومت استبدادی را به عنوان خیانت به پای محکمه کشیده اولی را فی المجلس سر بریدند و دومی چهار سال بعد به قتل رسید. آن گاه مجلس عامه برای آنکه دست چارلز را از انحلال پارلمان کوتاه کند قانونی گذرانید که به موجب آن شاه نمی توانست بدون اجازۀ مجلس امر به انحلال دهد. چندی بعد چون خیانت دیگری از چارلز دیدند و شورش کاتولیک مذهبان ایرلند را به تحریک نهایی او تشخیص دادند لذا قانونی گذرانده اختیار لشکرکشی و انتخاب افسران را هم از او سلب کردند.

    چارلز اول چون پارلمان را کاملاً بر خود مسلط دید درصدد اعمال قدرت و ارعاب مخالفان برآمد و با وجود آنکه نمایندگان مجلس از هر جهت مصونیت داشته اند روزی بدون اطلاع قبلی به پارلمان رفت تا پنج نفر از سران مخالفان را دستگیر و توقیف نماید ولی چون نمایندگان مخالف قبلاً از جریان توطئه آگاه شده بودند آن روز را به مجلس نیامدند و خود را پنهان کردند یعنی در واقع: مرغان از قفس پریده بودند.
    عبارت بالا از آن تاریخ به بعد در تمام جهان و به زبانهای مختلف ضرب المثل گردیده است.

    منبع

     http://diegoplage.com/vzyat-kreditnuyu-kartu-v-sberbanke.php


  4. از کوره در رفتن

    ۱ فروردین ۱۳۹۲

    این مثل در موردافرادی به کار میرود که سخت خشمگین شوند و حالتی غیر عادی و دور از عقل  و منطق به آنها دست می دهد . در چنین مواقعی چهره اشخاص پر چین و سرخ می شود ، رگ های پیشانی و شقیقه ورم میکند ، فریاد های هولناک می کشند و خلاصه اعمال و رفتاری جنون آمیز از آنها سر میزند . اما ریشه و علت تسمیه این ضرب المثل
    کوره ی آهنگری که در قدیم با زغال سنگ و زغال چوب روشن می شد ، برای جدا کردن آهن از سنگ گداخته آهن به کار می رود . در کوره ، اهن را تا آن اندازه حرارت می دهند که به صورت مذاب در آید. برای گداختن آهن رسم و قاعده برای آن است که درجه حرارت کوره آهنگری را تدریجا بالا می برند تا آهن سرد به تدریج حرارت بگیرد و گداخته و مذاب می گردد ، چه اهن ها بعضا این خاصیت را دارند که چنانچه غفلتا در معرض حرارت شدید و چند صد درجه قرار گیرند ، سخت گداخته می شوند و با صدای مهیبی منفجر شده و از کوره در میروند ، یعنی به خارج پرتاب می شوند . افراد سریع التاثر و عصبی مزاج اگر در مقابل حوادث غیر ناخواسته قرار گیرند ، آتش خشم و غضبشان چنان زبانه می کشد که به مشابه همان آهن گداخته از کوره اعتدال خارج می شوند و اعمالی از آنها سر میزند که پس از فرو کش کردن غضب از کرده خود پشیمان می شوند و اظهار ندامت می کنند . غرض از تمهید مقدمه بالا این است که چون اعمال غیر طبیعی و غیر ارادی ناشی از افراد عصبی مزاج ، با انفجار و از کوره در رفتن آهن گداخته تشابه دارد ؛ لذا اصطلاح از کوره در رفتن در مورد افراد تند خو و خشمگین که قدرت توانایی کنترل اعصاب را ندارند معانی و مفاهیم مجازی پیدا کرده است .

    منبع:ریشه های تاریخی امثال و حکم مهدی پرتوی آملیhttp://laetc.com/alfa-bank-raschetniy-schet-ip.php


  5. عهد دقیانوس

    ۱ فروردین ۱۳۹۲

    بعقیده عوام‌الناس عهد دقیانوس از قدیمیترین عهود تاریخی است که از ان عهد و عصر قدمی فراتر نمی‌توان نهاد، بهمین جهت هر وقت بخواهند قدمت و کهنگی شیئی یا مطلب و موضوعی را اثبات کنند در لفافه ظنز و طیبت به عهد مزبور اشاره میکنند و میگویند: مربوط بعهد دقیانوس است.
    ببینیم دقیانوس کیست و چه عاملی موجب شد که بر سر زبانها افتد.

    بطوریکه در کتب تاریخی آمده است دقیانوس(۱) مردی یونانی بود که پس از اسکندر مقدونی در بلاد شام حکومت میکرد. در عهد دقیانوس چند تن از مردم شام به توحید گرائیدند و خدای تعالی را بشناختند. نام این افراد بکاملترین روایات به این شرح آمده است: مکسلمینا – تملیخا – مرطوس – نیرویس – کسطومس – دنیموس – ریطوفس – قالوس – محسلمینا.(۲) که به اصحاب کهف معروفند و خدای متعال در قرآن کریم آنها را در چندین آیه یاد کرد. دقیانوس آنها را حضار کرد و از کیش و آئینشان پرسید. جواب دادند ما موحد هستیم و خدای ما خدای آسمان و زمین است. بجز او دیگری را خدای نخوانیم و ندانیم. دقیانوس آنها را بزندان انداخت و بند کرد و یکشب مهلت داد تا در عقیده و ایمان خویش تجدید نظر کنند شاید بکیش آباء و اجدادی برگردند. چون شب فرارسید اصحاب کهف از زندان دقیانوس فرار کردند و در خارج شهر بکوه بیجلوس پناه بردند. نزدیک کوه شبانی بود به نام دنیموس که گوسفندان را حراست و نگاهبانی میکرد. اصحاب کهف دین و آئین جدید را بر شبان عرضه کردند و از او پناه خواستند دنیموس شبان دین ایشان بپذیرفت و گوسفندان را به حال خود گذاشته با آنها در یکی از شکافها و غارهای صعب‌العبور کوه که دور از انظار عابرین بود پنهان شد.(۳) بهمراه شبان سگی بود بنام قطمیر که هرچند آن سگ را می‌زد بازنمیگشت و با هفت تن اصحاب کهف به درون غار رفت. چون آنها بخفتند قطمیر دستها پیش دراز کرد و چنانکه عادت سگ باشد دهن به سردست نهاده در خواب عمیقی فرورفت. پس خدایتعالی جانشان بگرفت و مدت سیصد و نه سال در آن غار بودند. در طول این مدت دقیانوس بمرد و ملوک و حکام دیگر یکی پس از دیگری آمدند و رفتند تا پس از انقضای مدت مقرر یکتن از آنها به نام مکسلمینا بفرمان خدایتعالی زنده شد و بقیه را آواز داد. همه حتی سگ قطمیر هم جان گرفت و برپای خاستند. چون آفتاب نیمروز دیدند پنداشتند که شب گذشته سپیده دم داخل غار شده بخفتند و اکنون بیدار گشتند. یکی از آنان به نام تملیخا چند درم به مهر و سکه دقیانوس ببازار برد تا آذوقه خریداری کند. خانه‌ها و بازارهای شهر بنظر تملیخا عجیب آمد و از آن همه شرک و بت‌پرستی اثری ندید. نزدیک نانوا شد و درم و سکه عهد دقیانوس نشان داد و نان خواست. نانوا گفت این سکه از کجا آوردی؟ تملیخا جواب داد روز قبل از شهر بیرون بردم مگر مهر دقیانوس را نمی‌بینی؟ نانوا که مردی عامی بود دقیانوس را نشناخت و نان نداد. نانوا و تملیخا سرگرم گفتگو و مشاجره بودند که یکی از سرهنگان در رسید و تملیخا را نزد حاکم شهر برد. حاکم شهر چون سکه دقیانوس بدید یقین کرد که او جزء اصحاب کهف و از عهد دقیانوس است زیرا قصه ایشان را در انجیل خوانده بود. پس روحانیون مسیحی را احضار کرد تا جریان قضیه را خود از زبان تملیخا بشنود تملیخا در پاسخ روحانیون گفت: من و یارانم از ترس دقیانوس دیروز از این شهر بیرون رفتیم و در کوه بیجلوس بغاری پنهان گشتیم. امروز از خواب برخاستیم و من به شهر آمدم تا با این پولها نان و آذوقه خریداری کنم و امشب از اینجا برویم. حاکم شهر به تملیخا گفت: ای جوانمرد، یشارت باد ترا که دقیانوس بمرد و از عهد دقیانوس تا این ساعت مدت سیصد و نه سال میگذرد. خدای عز و جل پیغمبری فرستاد بنام عیسی و قصه شما در انجیل آمده است. ما خداپرستیم و از دین عیسی‌به مریم پیروی میکنیم. سالهاست چشم براه هستیم که چه وقت از کهف بیرون میآئید. اکنون یاران تو کجایند؟ تملیخا گفت در کهف هستند. حاکم با عده‌ای سپاه و همراه سوار شد و با تملیخا بجانب کهف شتافت. چون به کهف رسیدند تملیخا داخل شد و دگرگونی جهان و مرگ دقیانوس و ظهور حضرت عیسی را به یاران خویش بشارت داد ولی پس از این بشارت به امر و فرمان خداوندی در دم جان داد. سایر اصحاب کهف و حتی سگ قطمیر نیز بیفتادند و جان بجان آفرین تسلیم کردند. حاکم و همراهان آن شب تا صبح بدر کهف بماندند. چون روز شد و اثری از اصحاب کهف ندیدند بدانستند که بر طبق آنچه در انجیل آمد همگی پس از زنده شدن بمردند. «اندر کتاب سیرالملوک خواندم که بیرون آمدند و پیش ملک رفتند. ملک ایشان را در کنار گرفت و قصه بگفتند. پس خدایتعالی رسول فرستاد و ایشان را مخیر کرد بزندگانی کردن یا به بهشت و رضوان رسیدن. ایشان بهشت گزیدند و بمردند».(۴) پس ملک فرمان داد در آنجا بنائی کنند و علامتی بگذارند و قصه اصحاب کهف را بر سنگی نقر کنند تا آیندگان بدانند که این کهف ایشانست و از شک و تردید در بعث که خدای تعالی مرده را زنده کند خارج شوند. اینکه در قرآن کریم آمد «ام حسبتم ان اصحاب المهف و الرقیم» منظور از رقیم آن نوشته است که ایشان بنوشتند.»
    در خاتمه بی‌مناسبت نمیداند که نوشته نویسنده دانشمند محترم آقای صدر بلاغی را که مؤید و مکمل داستان اصحاب کهف است در اینجا نقل کند:

    «افسوس نام شهری معروفست که در آسیای صغیر نزدیک دهنه رود کایستر بفاصله چهل میل بطرف جنوب شرقی ازمیر واقع است. شهر افسوس از شهرهای بسیار قدیم و بتکده معروف آرتامیس یا دیانا و مجسمه آن در آنجا بوده و آثار حیرت‌انگیز آن بتکده هنوز باقیست و مردم آن شهر به علوم سحر و کهانت توجه و علاقه زیادی داشته‌اند. در روزگار رومیان معمول چنین بوده که والی آسیا باید اولاً به شهر افسوس وارد شود و در آنجا زمام حکومت آن منطقه را به دست گیرد. داستان مهم و حیرت‌افزای اصحاب کهف در همین شهر افسوس اتفاق افتاده و غار معروف به نام ایشان در دو فرسخی شهر واقع است و هنوز بصورت زیارتگاه و دارای احترام است. پادشاه معاصر اصحاب کهف که ایشان از ستم او به غار پناهنده شدند دقیانوس یا ذوقیوس یا دسیوس(۵) رومی است که از سال ۲۴۹ تا ۲۵۱ میلادی سلطنت داشته و با آنکه پادشاهی با تدبیر بوده با نصاری بد رفتاری می‌کرده و ایشان را در فشار و شکنجه میداشته و به قید زندان میکشیده و بگرسنگی و تشنگی سیاست میکرده است. فشار و مظالم این پادشاه در سال ۲۵۰ میلادی به اوج شدت خود رسیده بود و دور نیست که اصحاب کهف در همین سال از دربار گریخته باشند اما آن پادشاه که اصحاب کهف در روزگار او از خواب بیدار شده‌اند تئودوسیوس صغیر(۶) امپراتور مسیحی دولت روم شرقی بوده که از سال ۴۰۸ تا سال ۴۵۰ میلادی سلطنت کرده و در روزگار این پادشاه عقیده معاد روحانی و انکار معاد جسمانی رایج شده و حادثه اصحاب کهف برای ابطال این عقیده و اثبات قدرت الهی بر معاد جسمانی به ظهور پیوسته است».(۷)

    پاورقی‌ها:

    ۱-در مجمل التواریخ و القصص «صفحه ۱۳۳» بنام دیقیوس و در دائره‌المعارف بریتانیکا بنام دسیوس آمده است.

    ۲- ترجمه تاریخ کامل ابن اثیر ج ۱ صفحه ۲۰۸٫

    ۳-در روضه‌الصفا «ج ۱ صفحه ۴۶۲» نام این غار را قسیم ذکر کرده است.

    ۴-    مجمل التواریخ و القصص صفحه ۲۲۱٫

    ۵-Decius

    ۶- Theodosius – G.

    ۷- قصص قرآن صفحه ۳۱۵٫

    به نقل از مهدی پرتوی آملی ، ریشه های تاریخی امثال و حکم

    расчетный счет банковской карты сбербанка


  6. گیک

    ۱۶ اسفند ۱۳۹۱

    گیک (به انگلیسی: Geek) اصطلاحی ست که با وجود کاربرد چندین ساله در زبان انگلیسی چند سالی ست در بین علاقمندان و فعالان اینترنت فارسی زبان هم رایج شده است. این واژه   تعاریف ومعانی زیادی دارد مانند «متخصص یا علاقه مند کامپیوتر» و در نگاه منفی به فردی اطلاق میشود «با رفتاری عجیب و غریب و دوست نداشتنی که احساس می‌شود بیش از حد متفکر است» ولی شاید بین تعاریف گوناگون این تعریف که «گیک کسی است که بر اساس شور و اشتیاق به پیش می‌رود» از همه صحیح‌تر باشد.

    گیک‌ها کارها را انجام می‌دهند چون از آن‌ها لذت می‌برند یا در آن‌ها مجالی می‌بینند برای ارزیابی قابلیت‌هایشان. مشوق اولیه آن‌ها پول یا شهرت نیست. گیک‌ها معمولاً تمرکز بر موضوعی را مهم‌تر از نیاز به پذیرش اجتماعی می‌بینند و به همین دلیل معمولاً همنوایی اجتماعی آن‌ها کم است و از نظر دیگران آدم‌های عجیب و غریبی به نظر می‌رسند. این جدا شدن از اجتماع ممکن است به دلیل شکل، موضوع یا عمق علاقه آن‌ها باشد.

    انواع گیک : به افراد مختلف با فعالیت‌های گوناگون گیک گفته می‌شود و گیک بودن منحصر به یک نوع فعالیت نیست مثلاً برخی از افرادی که در ردهٔ گیک‌ها قرار می‌گیرند عبارت‌اند از:

    فردی که به تکنولوژی خصوصا حوزهٔ کامپیوتر و رسانه‌های دیجیتالی علاقه‌مند است و سعی می‌کند ناممکن‌ها را در این حوزه با تلاش و فعالیت شبانه روزی و تمرکز بالا بر روی موضوع مورد نظر ممکن سازد.
    فردی که سعی می‌کند شیوه‌های علمی و آکادمیک را به مسائل غیر علمی و غیر آکادمیک دنیای واقعی مرتبط سازد – برای مثال می‌توانید فردی را تصور کنید که روشی را با استفاده از حساب دیفرانسیل و انتگرال برای محاسبهٔ میزان مواد لازم برای پختن یک کیک ارائه نموده‌است.
    فردی که سعی می‌کند خودش را در اجتماع متمایز سازد؛ آنهم از طریق ارائه شیوه‌های نو و بدیع. در اصل اینگونه افراد سعی می‌کنند شیوهایی غیر معمول آنچه که در اجتماعی پذیرفته شده‌است را ارائه کنند. گیک‌ها معمولاً علاقهٔ شدیدی به نو آوری و ابزارهای جدید دارند .
    فردی که خودش را وقف مسئله یا موضوع خاصی می‌کند طوری که ممکن است از جریان اصلی زندگی اش خارج شود. این امر بر حسب اشتیاق بالای آن فرد به موضوع یا شکل قضیه‌است اما محدودیتی برای اینکه فرد بر روی چه چیزی متمرکز شده‌است وجود ندارد یک گیک می‌تواند زمینهٔ فعالیتش ریاضی، علوم مهندسی، مسائل ماورائی، کامپیوتر، هنر و… باشد.

    گیکی به نام اسکات جانسون، پنجاه و شش نمونه از هم مسلک‌های مختلفش را در پوستری طراحی کرده است که دیدنی ست.

    این واژه در ابتدا بار منفی داشت و معانی‌ای همچون دیوانه، انسان عجیب و فرد احمق می‌داده و در روزهای اولیه ظهور خوره‌های علم و کامپیوتر در مدارس و دانشگاه‌ها از طرف عموم برای تحقیر آن‌ها استفاده می‌شده. اما در یک مصادره گفتمانی، گیک‌ها شروع کردند به استفاده باافتخار از این کلمه برای نامیدن خودشان و گیک و حتی فرهنگ آن آرام آرام به عنوان موضوعی نه خجالت آور که حتی افتخار آمیز برای کسانی که شور و علاقه بیش از حد معمول برای موضوعی دارند، استفاده شد.
    به نوشته ویکی پدیا این اصطلاح از سال ۱۹۵۲ در برخی داستانهای تخیلی و علمی رایج بوده است و احتمالا ریشه ای تاریخی در ربانهای اروپایی دارد با وجود این مخففی نیز از این اصطلاح  بصورت G.E.E.K  که از عبارت General Electrical Engineering Knowledge در نیروی دریایی آمریکا متداول بوده که ممکن است ریشه اصطلاح امروزی گیک  باشد.

    همچنین ببینید : سفر به امپراتوری اسرار آمیز گیک ها ، ویکی پدیا فارسی ، گیک کیست ؟http://sportjoin.ru/otkrit-raschetniy-schet-onlayn.php


  7. بایکوت

    ۷ اسفند ۱۳۹۱

    این اصطلاح انگلیسی سالهاست که در ادبیات محاوره ای و نوشتاری  فارسی  به معنای منزوی کردن و طرد نمودن و مبارزه منفی به کار می رود. در سالهای اخیر هم اصطلاح “بایکوت خبری”  به معنای تحریم پوشش خبری فرد یا جریان خاصی توسط رسانه های جمعی رایج شده است. به نوشته لغت نامه دهخدا نخستین بار این اصطلاح با این بار معنایی در سال ۱۸۸۰ در روزنامه تایمز لندن مورد استفاده قرار گرفت. بایکوت در اصل برگرفته از نام  چارلز کانینگهام بایکوت ( تولد ۱۸۳۲ مرگ ۱۸۹۷ )Charles Cunningham Boycott  یک افسر بازنشسته انگلیسی ست که در سال ۱۸۷۳ به عنوان  مباشر یکی از ملاکان ایرلند مشغول به کار شد. چند سال بعد  چون مردم آن منطقه  از گرانی اجاره‌ بهای زمین‌ها به او اعتراض کردند و خواستار کاستن از اجاره‌بها شدند، بایکوت نپذیرفت. مردم محلی به جای اعمال خشونت هرگونه داد و ستد و معاشرت با او را ممنوع کردند به طوری که حتی پستچی نیز نامه‌ها و بسته‌های او را تحویل نمی‌داد و هیچ کارگری برایش کار نمی‌کرد. چارلز بایکوت در جریان این عمل منزوی گشت و متحمل زیان و خسارت بسیار شد. بایکوت در سال ۱۸۹۷ پس از یک بیماری طولانی درگذشت اما نامش در ادبیات سیاسی و مبارزات منفی در تاریخ ماندگار شد.

    кредитная карта со льготным периодом


  8. کن فیکون شدن

    ۷ اسفند ۱۳۹۱

    به نوشته دهخدا کن فیکون شدن یا کردن به معنی  از بیخ و بن ویران و زیر و زبر شدن یا کردن .  زیر و رو شدن . درب و داغون کردن . اساس کاری را به کلی در هم ریختن و آن را از بین بردن یا به صورت دیگر درآوردن  به کار می رود (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).این اصطلاح ماخوذ است از برخی آیات کلام الله مجید از جمله : ببقره، ۱۱۷ / آل عمران، ۴۷ و ۵۹ / انعام، ۷۳ / مریم، ۳۵ / غافر، ۱۸ / یس، ۸۲ / نحل، ۴۰  که طی آنها آیه شریفه “کن و یکون ” در مقام آفرینش هستی آمده است به این مضمون که …وقتی خداوند اراده نمود هستی را بیافریند فرمود “کن فیکون ” یعنی باش وموجود  شد! جالب است که این اصطلاح در زبان عامیانه درست به معنای عکس به کار می رود .

     онлайн банковский счет займы смс на


  9. نوچه

    ۷ اسفند ۱۳۹۱

    سابقا” معمول بود پهلوانی که شرکت در یکی از مبارزات پهلوانی را دون شأن و مقام پهلوانی خود تشخیص میداد یکی از شاگردان و دست پروردگانش را تحت عنوان (( نوچه )) معرفی میکرد تا تحت تعلیم و راهنمائی او با حریف دست و پنجه نرم کند . در حال حاضر نیز این رسم و شیوه در میان ورزشکاران قدیم و ورزشهای باستانی کما بیش معمول است .
    واژه تا آن اندازه شهرت یافت که جزو  اصطلاحات رایج گردید و در مسائل غیر ورزشی نیز از آن استفاده میکنند .
    اما ریشه و مأخذ این ضرب المثل :
    در قدیم نوچه در ایران صرفا” اختصاص بفن شمشیر بازی داشت و بعدها در سایر شئون ورزشی مورد استعمال پیدا کرد . فن شمشیر بازی در اروپا از قدیم و ندیم شیوه خاص و مشخصی دارد که امروزه در مسابقات شمشیر بازی از آن فن و شیوه (( با اصلاح و تکمیل )) استفاده میکنند ولی در مشرق زمین مخصوصا” ایران و عثمانی بطرز دیگری شمشیر میزدند و مراکزی برای تعلیم فنون شمشیر زدن وجود داشت . استادان فن که آنانرا (( تیغ زن )) میگفتند کلیه رموز و دقایق شمشیر زدن و جنگ با شمشیر را در این مراکز بشاگردان یاد میدادند . چون مدتی گذشت عنوان (( تیغ زن )) تعمیم یافت و شامل شاگردان و تمام کسانی گردید که بنحوی از انحاء با شمشیر سر و کار داشتند . چون تیغ زدن و شمشیر زدن در ایران باستان یکنوع کار مقدس شمرده میشد و برای استاد تیغ زدن احترام فوق العاده قائل بودند لذا شاگردان وقتی وارد مدرسه میشدند موظف بودند در مقابل استاد سر تعظیم فرود آوردند و زمین ادب ببوسند . بعدها رسم زمین بوسیدن فضای ورزش به بسایر مؤسسات ورزشی نیز سرایت کرد و هم اکنون در زور خانه ها هر ورزشکاری که داخل گود میشود برسم احترام خم میشود و انگشت ادب بر زمین مینهد . فن شمشیر زدن در زمان صفویه حائز کمال اهمیت گردید و استادان شمشیر بازی در نزد سلاطین صفوی شأن و اعتبار زیادی داشتند .
    تعلمیات شمشیر بازی درجاتی داشت و احراز هر درجه و مقام مستلزم صرف وقت و تمرین کافی بود . افرادیکه برای تعلیم شمشیر بازی وارد مدرسه میشدند بنام (( شاگرد )) موسوم بودند و برای فرا گرفتن تعلیمات ابتدائی با شمشیر های چوبی کار میکردند . چون دوران شاگردی سپری میشد عنوان (( نونهال )) میگرفتند و نونهال مجاز بود شمشیر آهنی در دست بگیرد و با آن تمرین کند . پس از چندی نونهال مبدل به (( نوچه )) میشد و نوچه اجازه داشت که تحت تعلیم و راهنمائی استاد تیغ زن در مسابقات شمشیر بازی که با شکوه خاصی برگزار میشد شرکت نماید . نوچه میتوانست شمشیر بازی کند ولی حق نداشت مدرسه شمشیر بازی باز کند مگر آنکه سالها تمرین کند و تجارب و اطلاعات کافی در ریزه کاریهای این فن تحصیل نماید تا بمرحله (( بر دست )) نائل آید . بر دست در واقع استاد مسلم شمشیر بازی بود که مستقلا” و بدون راهنمائی استاد تیغ زن میتوانست در تمام مسابقات شمشیر بازی شرکت نماید . بعلاوه اجازه داشت در صورت تمایل مدرسه شمشیر بازی تأسیس کند منتها تا زمانیکه مدرسه باز نمیکرد همان بر دست بود و عنوان (( استاد تیغ زن )) نمیگرفت زیرا این عنوان فقط اختصاص بکسانی داشت که مدرسه باز کند و رموز و فنون شمشیر بازی را بدیگران تعلیم دهند .
    این نکته را نیز باید دانست که در زورخانه بجوانیکه دوره اول ورزش باستانی را طی کند (( تازه کار )) و سپس (( نوچه )) میگویند . نوچه باید زیر نظر پیش کسوتها تحت تعلیم قرار گیرد و آئین پهلوانی را بیاموزد تا رفته رفته (( نوخاسته )) و (( پهلوان )) و سر انجام (( پیش کسوت )) شود .

    ماهنامه هنر و مردم شماره ۱۵۷ آبان ۱۳۵۴ ص ۱۱۲-۱۱۳ – مهدی پرتویhttp://littleworlduae.com/dengi-v-dolg-nizhniy-novgorod-1.php


  10. چیزی در چنته نداشتن!

    ۶ اسفند ۱۳۹۱

    هر کس مایه ای از لحاظ ماده و معنی نداشته باشد ویا انچه داشت همه را عرض کرده دیگر چیزی در بساط ندارد اصطلاحاً بچنین کسی میگویند (( چیزی در چنته اش نیست )) و یا بعبارت دیگر (( دیگر چیزی در چنته اش نمانده است )) .

    چنته کیسه چرمین یا خورجین گونه درویشان را گویند که معمولاً از جنس قالی و قالیچه به شکل کیسه ای دوخته واطراف آنرا چرم دوزی کنند واز گردن آویزند وچیزهای خردو ریز در آن گذارند.

    اکنون باید دید که سرمایه های مادی و معنوی چه ارتباط و تناسبی با چنته درویشان دارد و اصولاً چه واقعه تاریخی این واژه را بصورت ضرب المثل آورده است .نورالدین عبد الرحمن بن احمد بن محمد د شتی ( ۸۱۷-۸۹۸ هجری ) از اساتید مسلم نظم ونثر پارسی در قرن نهم هجری است به سبب اراد تیکه بشیخ الاسلام احمد جامی داشت جامی تخلص کرده است . جامی در فنون ادبی و علوم عقلی و نقلی ومعارف یقینی بمرتبه ای از فضل و دانش رسید که شهرت وی همه جا را فراگرفته بود .  آنگاه بسیرو سلوک و شعر وشاعری پرداخت . جامی در فنون طریقت پیرو سلسله نقشبند یه بود و مخصوصاً به خواجه عبد الله احرار ارادت خاص داشت . جامی علی التحقیق در فن شعرو شاعری شهره روزگار و استاد مسلم زبان پارسی بود . بحق خاتم الشعرا ء لقب یافت و تا قرن سیزدهم هجری ستاره درخشانی مثل و مانندش در ادب پارسی طلوع نکرد . وی در آداب عربی و صنعت ترجمه و احا طه در فنون ادب عربی کمال تبحر داشته واین معنی از اشعارش کاملاً هویدا است . آثار وتألیف جامی از پنجاه ملجد تجاوز میکند که اهم آنها عبارتند از: نفحات الانس من حضرات القدس – سبعه جامی یا هفت اورنگ – اشعه اللمعات – بهارستان – نقدالنصوص فی شرحالفصوص – لوایح – لوامع – دیوان اشعار شامل قصائد و غزلیات و قطعات و رباعیات – تفسیرالقران – شروح متعدد که بر آثار دیگران نوشته است .. .. جامی در عهد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر دانشمند ش امیر علیشیر نوائی میزیست و کمال قرب و منزلتش را مرعی میداشتند . جامی در ایام جوانی در زمان شاهرخ ضمن مسافرتهای خود از هرات به سمرقند رفته در مراجعت از سمرقند به هرات با سعدالدین کاشغری و همچنبن علی قوشچی که از مشاهیر علمای عامه و محققانست ملاقات کرد .

    گویند قوشچی درحالیکه برسم ترکان چنته ای حائل کرده بود بمحضر جامی آمد و چندین مسئله بسیار مشکل از او سؤال نمود با آنکه جواب دادن به هریک از آن سوالات مستلزم وقت کافی و مداقه بود معهذا جامی تمام سؤالات را بدون تأمل و تفکر جواب میداد . قوشچی که انتظار جواب مرتجلانه را نداشت از آنهمه فضل و دانش متحیر ماند وسکوت اختیار کرد. جامی چون سکوت قوشچی را دید اشاره به چنته اش کرد ه از باب طنز و تعریض گفت (( مولانا دیگر چیزی در چنته ندارند ؟ )) این عبارت فصیح و بلیغ چون از زبان دانشمندی چون جامی جاری شده بود بر سر زبانها افتاد و بصورت ضرب المثل درآمد .
    به نقل از ماهنامه هنر و مردم شماره ۱۸۶ فروردین ۱۳۵۷ – مهدی پرتوی آملیвклада банковского договор


buy christian louboutin outlet uk at uk, and fashion clothing from Abercrombie Outlet uk, winter coats from moncler jackets, best down jackets is canada goose toronto
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!