Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!

Posts Tagged ‘ضرب المثل’

  1. یاجوج و ماجوج

    بهمن ۱۰, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    یأجوج و مأجوج یعنی بسیار عجیب و غریب، نامأنوس و نامفهوم.
    نظیر این عبارات گاه در محاوره فارسی شنیده :« آنها را تماشا کردی چه ریخت یأجوج و مأجوجی داشتند» یا « مترجم از عهده بر نیامده است. کتاب را به زبان یأجوج و مأجوج ترجمه کرده است » یأجوج و مأجوج نام قومی است که دو بار در قرآن مجید ظاهر شده است. بار اول در آیه ۹۴ سوره کهف است که به نزد ذوالقرنین شکایت می‌برند که قوم یأجوج و مأجوج در زمین فتنه و فساد برپا می‌کنند و نهایتاً ذوالقرنین سدی در برابر آنان می‌بندد ومحدودشان می‌سازد . بار دوم در آیه ۹۶ سوره انبیاء است که از لجام‌گسیختگی این قوم در قیامت و این که مثل مور و ملخ از فراز هر پشته‌ای روان هستند، سخن گفته شده است. مفسران و مورخان یأجوج و مأجوج را با چند قوم، از جمله خزران ، مغولها و قبایل دیگری از چینها یا نژاد زرد تطبیق داده‌اند.

    منبع: اصطلاحات قرآنی در محاوره فارسیмгновенные счет на займы банковский


  2. چه کشکی چه پشمی

    دی ۲۹, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    این ضرب المثل را هم معمولا موقع دبه کردن و پشیمان شدن از کاری که قولش را داده اند به کار می برند .منشاء این ضرب المثل داستانی ست  عامیانه که زنده یاد  احمد شاملو را در در کتاب کوچه چنین نقل کرده است:

    “چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد .دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.در حال مستاصل شد…
    از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
    گفت: ی امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم…
    قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنها را خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دم.
    وقتی کمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
    وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
    مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم غلط زیادی که جریمه ندارد.”средства до зарплаты онлайн заявка екатеринбург


  3. زاغ سیاه کسی را چوب زدن

    دی ۲۴, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    بسیاری از مردم باشنیدن ضرب المثل ” زاغ سیاه کسی را چوب زدن ” بی درنگ به یاد زاغ که پرنده ای شبیه به کلاغ است می افتند و گمان می کنند که در این ضرب المثل لابد این پرنده بوده است که آن را چوب زده اند و فراری داده اند ؟

    زاغ پرنده ای است شبیه به کلاغ که همه ی پرهایش سیاه است و در تابستان به جاهای سرد سیر می رود. ولی آن چه در ضرب المثل مورد نظر ما  چوب می خورد نه این پرنده، بلکه زاغ دیگری است که درواقع در فارسی به آن زاج (یا زاگ) می گویند و زاغ عربی شده ی آن است.

    زاج ( یا زاغ ) نمکی معدنی و بلوری شکل است که در رنگ های گوناگون سیاه، کبود، سبز و یا سفید وجود دارد. ( چشم زاغ نیز اشاره به رنگ این نمک در نوع سبز و کبود آن است) این نمک که بی بو و بی مزه است و در آب حل می شود، در پزشکی و صنعت به کار می رود. نوع سیاه رنگ این نمک یعنی ” زاغ سیاه ” بیش تر به مصرف رنگ نخ قالی و پارجه و چرم می‌رسد.

    در گذشته  اگر کسی از صنعتکاران می دید که نخ یا پارچه و یا چرم سیاه  همکارش خوش رنگ‌تر، شفاف تر و یا براق‌ تر از کارهای خودش است،  درصدد بر می‌آمد تا در فرصتی مناسب پنهانی خود را به ظرفی که همکارش  زاغ خود را در آن حل می کرد برساند و چوبی در آن بگرداند تا با دیدن و بوییدن و وارسی های دیگر پی ببرد که در آن زاغ چه اضافه کرده‌اند و پنوع و مقدار و نسبت ترکیبش چیست. بدین ترتیب بوده است که مفهوم  این کار را که در آن زمان نوعی جاسوسی به شمار می آمد بعدها به صورت اصطلاحی برای هر گونه زیرنظر گرفتن و جاسوسی کردن به کار برده اند و  امروز نیز  اگر چه از آن زاغ به آن صورت دیگر خبری نیست، ولی برای سر در آوردن از راز کسی،  همچنان زاغ سیاه او را به صورت اصطلاحی چوب می زنند.

    منبع :آریا ادیب

    footeducation.com расчетный счет для ооо


  4. کلکش را کندن

    دی ۲۳, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    KAAF-C

    معنی استعاره‌ای عبارت بالا موقعی بکار میرود که کسی را از بین برده یا از جایی در آن کار میکرد اخراج کرده باشند. در چنین موارد و نظایر آن گفته میشود «بالاخره کلکش را کندند». عبارت «کلکش را کندن» که در اصطلاح عامیانه خیلی رایج است و مورد استعمال دارد بطور خلاصه کنایه از اینست که شخص مزاحم را از گردونه خارج کنند و …
    کلک آتشدان گلی و سفالین است که آهنگرها از آن برای سرخ کردن فلزات استفاده میکردند تا بتوانند آهن و فلز گداخته را درون سندان و زیر چکش به هر شکلی که بخواهند دربیاورند. کلک مزبور به شکل تقریبی گلدانهای سفالی ساخته میشد و در زیر آن سوراخی داشت که لوله دمیدن را از زیر زمین به آن وصل میکردند. آنگاه در داخل کلک مقداری آتش و بر روی آن ذغال‌سنگ یا ذغال چوب میریختند و با تلمبه مخصوصی از زیر کلک به آن میدمیدند تا ذغالها کاملاُ سرخ شود. سپس آهن مورد نظر را در درون آتش میگذاشتد و باز هم به شدت میدمیدند تا آهن نیز گداخته شده به شکل آتش درآید و از آن تبر و تیشه و داس و اتبر و بیل و کلنگ…. بسازند. کولی ها قبایل سیاری هستند که بصورت چادرنشینی زندگی می‌کنند و به تناسب فصل به روستاهای ییلاقی و قشلاقی میروند و در خارج از آبادی چادر می‌زنند. اگرچه هر یک از خانواده‌های کولی چند رأس اسب و الاغ و گوسفند دارند ولی حرفه اصلی آنها آهنگری است که چون در خارج از آبادی ها و روستاها چادر می زنند پس از نصب چادرها اولین کارشان اینست که زمین جلوی چادر را حفر میکنند و کلک را نصب میکنند. در حقیقت کلک اساس کار کولی ها و آهنگرهاست تا به آن وسیله به ساختن احتیاجات فلزی روستائیان بپردازند. وقتی که کلک کنده شود یعنی آنرا از زمین دربیاورند دلیل براینست که میخواهند از آن منطقه کوچ کنند و به جای دیگر بروند.
    بعضی مواقع بین روستائیان و کولی ها اختلاف بروز میکند و گهگاه به منازعه و زد و خورد و منتهی میشود. در این موقع روستاییان قبل از هر چیز جلوی چادر کولی ها میروند و کلکشان را میکنند و به دور می‌اندازند. وقتی که کلک کنده شد کولی مجبور می‌شود اثاث و زندگی را جمع کند و به جای دیگر کوچ نماید. با این توصیف اجمالی معلوم شد کلک را کندن یعنی دفع شر و رفع مزاحمت کردن است .
    نقل با تلخیص از: ریشه‌های تاریخی امثال و حکم – مهدی پرتوی http://registracija-ooo-volgograd.ru/oformlenie-kreditnoy-karti-mts.php


  5. ماست ها را کیسه کردن

    دی ۲۳, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    اصطلاح بالا کنایه از: جا خوردن، ترسیدن، از تهدید کسی غلاف کردن و دم در کشیدن و یا دست از کار خود برداشتن است.
    فی المثل گفته می شود:”فلانی چون سنبه را پرزور دید ماستها را کیسه کرد.” یا به عبارت دیگر به محض اینکه صدای مدیر یا ناظم بلند شد بچه ها ماستها را کیسه کردند و مانند آن.

    اکنون ببینیم وقتی که ماست داخل کیسه می شود چه ارتباطی با ترس و تسلیم و جا خوردگی پیدا می کند.

    ژنرال کریمخان ملقب به مختارالسلطنه سردار منصوب در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار مدتی رییس فوج فتحیۀ اصفهان بود و زیر نظر ظل السلطان فرزند ارشد ناصرالدین شاه انجام وظیفه می کرد.

    مختارالسلطنه پس از چندی از اصفهان به تهران آمد و به علت ناامنی و گرانی که در تهران بروز کرده بود به حکم ناصرالدین شاه فرمانداری پایتخت را برعهده گرفت.در آن زمان که هنوز  شهرداری  وجود نداشت حکام وقت با اختیارات تامه  بر کلیۀ امور و شئون قلمرو حکومتی من جمله امر خوار بار و تثبیت نرخها و قیمتها نظارت کامل داشتند. مختار السلطنه حاکمی بسیار سختگیر و مستبد بود و متخلفین را معمولا برای عبرت دیگران به شکل شدیدی مجازات می کرد.

    روزی به مختارالسلطنه اطلاع داده اند که نرخ ماست در تهران خیلی گران شده طبقات پایین از این مادۀ غذایی که ارزانترین چاشنی و قاتق نان آنهاست نمی توانند استفاده کنند. مختارالسلطنه اوامر و دستورات  شدیدی صادر کرد و ماست فروشان را از گرانفروشی برحذر داشت.

    چون چندی بدین منوال گذشت برای اطمینان خاطر شخصاً با لباس مبدل و ناشنا س به یکی از دکانهای لبنیات فروشی رفت و مقداری ماست خواست.

    ماستفروش که مختارالسلطنه را نشناخته و فقط نامش را شنیده بود پرسید:”چه جور ماست می خواهی؟” مختارالسلطنه گفت:”مگر چند جور ماست داریم؟” ماست فروش جواب داد:”معلوم می شود تازه به تهران آمدی و نمی دانی که دو جور ماست داریم: یکی ماست معمولی، دیگری ماست مختارالسلطنه!”

    مختارالسلطنه با حیرت و شگفتی از ترکیب و خاصیت این دو نوع ماست پرسید. ماست فروش گفت:”ماست معمولی همان ماستی است که از شیر می گیرند و بدون آنکه آب داخلش کنیم تا قبل از حکومت مختارالسلطنه با هر قیمتی که دلمان می خواست به مشتری می فروختیم. الان هم در پستوی دکان از آن ماست موجود دارم که اگر مایل باشید می توانید ببینید و البته به قیمتی که برایم صرف می کند بخرید! اما ماست مختارالسلطنه همین طغار دوغ است که در جلوی دکان و مقابل چشم شما قرار دارد و از یک ثلث ماست و دو ثلث آب ترکیب شده است! از آنجایی که این ماست را به نرخ مختارالسلطنه می فروشیم به این جهت ما لبنیات فروشها این جور ماست را ماست مختارالسلطنه لقب داده ایم! حالا از کدام ماست می خواهی؟ این یا آن؟!”

    مختارالسلطنه که تا آن موقع خونسردیش را حفظ کرده بود بیش از این طاقت نیاورده به فراشان حکومتی که دورادور شاهد صحنه و گوش به فرمان خان حاکم بودند امر کرد ماست فروش را جلوی دکانش به طور وارونه آویزان کردند و بند تنبانش را محکم بستند. سپس طغار دوغ را از بالا داخل دو لنگۀ شلوارش سرازیر کردند و شلوار را از بالا به مچ پاهایش بستند. بعد از آنکه فرمانش اجرا شد آن گاه رو به ماست فروش کرد و گفت:”آنقدر باید به این شکل آویزان باشی تا تمام آبهایی که داخل این ماست کردی از خشتک شلوارت  خارج شود تا دیگر جرأت نکنی آب داخل ماست بکنی!”

    چون سایر لبنیات فروشها از مجازات شدید مختارالسلطنه نسبت به ماست فروش یاد شده آگاه گردیدند همه و همه ماستها را کیسه کردند تا آبهایی که داخلش کرده بودند خارج شود و مثل همکارشان گرفتار قهر و غضب مختارالسلطنه نشوند.

    عبارت مثلی ماستها را کیسه کرد از آن تاریخ یعنی یک صد سال قبل ضرب المثل شد و در موارد مشابه که حاکی از ترس و تسلیم و جاخوردگی باشد مجازاً مورد استفاده قرار می گیرد.

    ببینید : تابستان کودکی  و سارا شعرmoyutyug.ru открыть расчетный счет за час


  6. گرگ باران دیده ،گرگ بالان دیده!

    دی ۲۲, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    برای اشاره به انسانهای بسیار زیرک و با تجربه به کار می رود.

    مشهور است که گرگ ها  در ایام زمستان و روز بارانی  برای شکار بیرون می آیند و بر سر راهها و آبادی ها کمین کنند و اگر چیزی بچنگ ایشان نیفتد ناچار یکی از هم جنسهای خود را به اجتماع ریخته بدرند و بخورند. نظامی گفته :
    ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر
    که گرگینه پوشد بجای حریر.
    و دیگری گفته است :
    دوش میرفتم بکوی یار بارانم گرفت
    در میان عاشقان من گرگ باران دیده ام .
    (انجمن آرای ناصری ص ۷۲) (آنندراج ). و وجه تسمیه را اینطور ذکر کنند که گرگ تا وقتی باران ندیده است از آن بسیار می ترسد و حتی الامکان احتیاط میکند تا اینکه بر حسب اتفاق مجبور به خوردن باران شود بعد از آن دیگر نمی ترسد، از این جهت مثل مذکور برای کسی استعمال می شود که مجرب و زیرک شده باشد. (فرهنگ نظام ).

    اما  گروهی این ضرب المثل را  گرگ بالان دیده می دانند ( بالان یعنی تله حیوانات )  یعنی گرگ تله دیده  که عوام بغلط باران دیده گویند و ظاهراً بعضی بواسطه  تغییر لهجه بالان را باران خوانده اند. (از فرهنگ رشیدی ).

    منبع فرهنگ دهخدا

     оформить кредитную карту ренессанс банк


  7. کله اش بوی قرمه سبزی می دهد

    دی ۲۲, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    این ضرب المثل در مورد افراد ی به کار می رود که دست به اقدام های شجاعانه یا گفتن حرف های جسورانه در مقابل  دارندگان قدرت می زنند. و نوعی با این گفته  به آنها هشدار می دهند .برخی از پژوهشگران و بالتبع آنها بسیاری از سایت های اینترنتی ریشه ای عجیب و وحشتناک برای این ضرب المثل قائلند به این ترتیب  که آن را به  قتل عام های برخی سلاطین نظیر شاه اسماعیل صفوی نسبت می دهند که  گویا این شاه خونخوار از کله قربانیان خود قرمه سبزی می پخته !! حالا اینکه اساسا برخی از فرمانروایان جنایات عجیب و باور نکردنی انجام داده اند موضوع بحث ما نیست ، موضوع این است که همیشه تعریف باور کردنی تر و ساده تری هم وجود دارد. مثلا با فرض اشاره به غذایی که پس از مرگ کسی به عزاداران می دهند ( مثل بوی حلوا دادن ) غیر مستقیم بخواهند بگویند فرشته مرگ دور و بر فلانی می چرخد یا اینکه با این حرف ها که فلانی می زند سرش را بر باد می دهد و ما باید حلوا یا قرمه سبزی ناهار بعد از مرگش را بخوریم.mantelmount.com кредиты для начала малого бизнеса


  8. به رخ کشیدن

    دی ۲۱, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    این اصطلاح را هنگامی به کار می برند که با برشمردن خوبی هایی که  به کسی کرده اند و یا بدی هایی که از او دیده اند، اورا خجالت زده کرده و از میدان به در کنند.

    بر خلاف تصور بسیاری از فارسی زبانان  واژه ی رخ در این اصطلاح  به معنی چهره و صورت نیست و ارتباطی با این معنا ندارد. این واژه از اصطلاحات بازی شطرنج و نام یکی از مهره های آن است. رخ در اصل نام مرغی عظیم الجثه و افسانه ای است که حتی فیل و اسب را نیز می رباید و چون این مهره در بازی شطرنج اگر مانعی بر سر راه خود نداشته باشد از دور مهره هایی چون فیل و اسب را به راحتی از پای در می آورد این نام را بر آن نهاده اند ( لغت نامه ی دهخدا ). شطرنج بازان نیز همیشه کوشش می کنند تا این مهره ی حریف را که پس از مهره ی وزیر مهم ترین مهره  است، هر چه زودتر از میان بردارند و حریف  را به شکست نزدیک تر نمایند. در اصطلاح بازی شطرنج هرگاه بازی کنی مهره ای را در کمین مهره ی رخ قراربدهد تا در نخستین فرصت آن را بکشد این کار او را را به رخ کشیدن می نامند ( عبدالله مستوفی ، کتاب شرح زندگانی من، جلد سوم، برگ ۲۴۶ ). با وارد شدن  این اصطلاح  در زبان عامه، هر گفته یا کاری را نیز که هدف به شکست کشاندن کسی  در بحث و استدلال دنبال نماید و مایه شرمندگی وی گردد به رخ کشیدن نامیده اند.

    alexandrboa.com сбербанк кредитная карта мобильный банк


  9. آب شان در یک جو نمی رود

    دی ۲۱, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    برای اشاره به اختلاف شدید بین دو نفر به کار می رود .ریشه این ضرب المثل  بر می گردد به روستاهای قدیم و دعواهای تقسیم آب . هنگامی که نوبت آب می شد و آب در جوی ها راه می افتاد هر کس کوشش می کرد پیش از آن که جریان آب قطع شود زودتر سهم آب خود را بگیرد و  این عجله و شتاب زدگی و عدم رعایت نوبت و حق تقدم دیگران موجب می شد که در شب های آبیاری با غ ها و مزارع  چنان غوغا و قشقرقی در به راه بیفتد که دیگر کسی نمی توانست تا صبح بخوابد. موضوع آب گیری و آب یاری مزارع جنبه حیاتی داشت و  کشاورزان گاهی هنگام آب گیری گاه با ییل و چوب به جان یکدیگر می افتادند . بنا براین و برای جلوگیری از پیش آمدن چنین مشاجراتی  بود که هر کس کوشش می کرد آب مورد نیاز خود را از جویی برندارد که آنانی که با او مشاجره دارند از آن بر می دارند و از این رو است که ضرب المثل ” آبشان از یک جوی نمی گذرد ” را در مورد کسانی به کار می برند که بر سر موضوعی با یکدیگر نمی سازند و با هم مشاجره دارند.

    ببینید : داستان امثال(حبیب اللهی)

    взять деньги в долг до зарплаты


  10. بزن به تخته

    دی ۱۸, ۱۳۹۱ توسط aghazadeh

    ما بارها و بارها این اصطلاح به گوشمان خورده است اما ایا تا به حال در موردش کنجکاو شده ایم که بدانیم این عبارت از کجا امده؟
    با کمی گشت و گذار به نکاتی جالبی بر خوردم که به شما خواهم گفت در ادامه.
    اصطلاح بزن به تخته در کل به عنوان یک خرافه مطرح گشته است نه بیشتر.
    مردم این عبارت را در مواجهه با جلوگیری از حادثه ای شوم یا بد مورد استفاده قرار میدهند.برای مثال:شما ممکن است راجع به تجربه ی یک رویداد مشخص با دوستتان در حال صحبت باشید و در اخر جمله بگویید ” بزن به تخته” و سپس به دنبال تکه چوبی بگردید برای کوبیدن بر ان!
    یا ممکن است شما از این عبارت بمنظور تمایل برای به وقوع پیوستن کاری استقاده کنید.مثلا ممکن است شما برای اخر هفته ی خویش برنامه ی سفری داشته باشید و هنگامی که در حال درمیان گذاشتن این موضوع به دوستتان هستید در اخر بگویید “بزن به تخته”… به منظور دور کردن هر اتفاقی که مانع سفر شما گردد.

    منشا واقعی این عبارت نامعلوم است ,اگر چه بسیاری از حدس و گمان ها بر این است که میتواند منشایی دینی و مذهبی داشته باشد و دلیل ان وجود افسانه هایی مبنی بر قرار گرفتن روح های سرگردان در تنه ی درختان است.
    عده ای دیگر بر این باورند که منشا این عبارت از ایرلند میباشد.
    شاید دلیلش اینست که ایرلندی ها برای اگاه ساختن و تشکر از
    leprechauns **فرشته های ایرلندی در شمایل مردی پیر با شنل های سبز یا قرمز**
    به تنه ی درختان می کوبیند تا بد اقبالی را از انان دور نگاه دارد.
    و عقیده ی دیگر که بین پیروان مسیح مطرح است مربوط به مصلوب بودن مسیح بر چوب می باشد که کوبیدن بر چوب را مراجعه ای به مسیح می دانند.

    در میان دیگر کشور ها
    اسپانیا
    “Toca madera”
    مردم اسپانیا بر این باور هستند که باید این کار را پس از انکه متوجه نشانه هایی مبنی بر بد شنانسی شدند انجام دهند و اما ان نشانه ها چیست؟؟؟
    شاید به نظرتان جالب بیاد که یکی از ان نشانه ها این است که اگر گربه ای سیاه رنگ انها را در مسیری همراهی کند یا به ناگاه به ذهنشان خطور کند که امروز روز جمعه و ۱۳امین روز از ماه است و یا اگر در زیر نردبان یا پلکان راه بروند باید عمل ضربه زدن را انجام دهند. و نکته ی جالب تر اینجاست که اگر در دستشان نمک باشد تا بتوانند روی شانه هایشان بپاشند دیگر نیازی به زدن به تخته نیست.
    در ایتالیا
    “tocca ferro”
    که به معنی بزن به اهن هست touch iron
    ( حتما تخته جوابگو نبوده واسشون یا اینکه زورشون زیاده !!!!)
    مردم ایتالیا از این عبارت بیشتر در مواقعی استفاده میکنند که چیزی مربوط به دنیای مردگان در میان باشد مثل دیدن یک قبر کن بیچاره یا صدای پچ پچ مردگان در شب های دلهره اور یک گورستان مخفوف!!!
    اما انگلستان
    “touch wood”
    به معنی رسمی تر بزن به تخته در زبان امریکاییست
    باور انگلیسی ها بر این است که اگر صحبتی رمز الود دارند باید به جنگل بروند و در بیشه زاری در هم تنیده در حالی که با درخت صحبتشان را در میان میگذارند بر تنه اش بکوبند تا این کار باعث شود که صحبت هایشان از گوش شیطان دور بماند و اعتقاد دیگری نیز وجوددارد که با ضربه زدن به درختان روح ها را سرزنده میکنند و باعث می شوند که به کمک انها بیایند و درخواست سرزنده میکنند و باعث می شوند که به کمک انها بیایند و درخواست ان ها را عملی کنند.
    و اما در ایران
    عقیده بر این است که هنگام تعریف از خوبی های کسی یا چیزی برای چشم نخوردن به تخته یا وسیله چوبی میزنند
    در ایران همچنین از این عبارت به نوع دیگری نیز استفاده می شود انگاه که کسی خواب بدی دیده به او میگویند به زیر درختی به خصوص درخت کنار برود و خوابش را انجا بگوید و به تنه ی درخت ضربه بزند (بیشتر در برخی مناطق جنوبی این رسم دیده می شود)
    ولی تا اونجایی که من خوندم صرفا به دلیل دور ماندن از زخم چشم بوده و شاید دورانش مربوط به زمان هخامنشی بازگردد که پتک های چوبی خود را به سازه میزندند برای حفظ کردن سازه هایشان از چشم بد….
    http://phoenix18.blogfa.com/кредитная карта мтс банка онлайн


buy christian louboutin outlet uk at uk, and fashion clothing from Abercrombie Outlet uk, winter coats from moncler jackets, best down jackets is canada goose toronto
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!
Why so many North Face Outlet UKpepople like shopping at online store? today North Face Sale uk, i just to want to show you my some topic about it. Now we will list some fashion brand and its online shopping! first about winter coats ukmoncler outlet, and all seasons clothing about rl uk ralph lauren outlet uk, besides winter clothing goose uk canada goose sale uk, and in canada canada goose toronto, and uk canada goose jacket uk, rl uk ralph lauren sale, Kensington Parka canada Canada Goose Kensington Parka, goose in toroto canada goose jackets, rl in uk cheap ralph lauren, af uk Hollister Outlet UK, af clothing uk Abercrombie UK, and Hollister uk Abercrombie outlet UK, so many articles can ugg canadahelp you know more about online shopping,Hollister Outlet why not have a try shop online ? good luck for you!